خرید بک لینک

درباره سایت

علمی

سلام به وبلاگ من خوش امدید . در این وبلاگ درباره ی علم و دانش و فناوری و ... کلا راجب علم و هر چی که در علم است بحث و گفت و گو می شود خواهش می کنم نظر دهید و بخوانید و لذت ببرید و دوباره می گم لطفا نظر یادتان نره !!!

امکانات وب

 

برچسب: نویسنده: امیر صالح تاريخ: يکشنبه 27 مرداد 1392 ساعت: 16:57

 

ریشه واژه های موسیقی و خنیا[ویرایش]

واژهٔ موسیقی از واژه ای یونانی و گرفته شده از کلمهٔ Mousika و مشتق از کلمهٔ Muse می باشد که نام رب النوع حافظ شعر و ادب و موسیقی یونان باستان است. معادل موسیقی در فارسی خُنیااست و به معنی نوای خوش است.

خنیا از ریشه «خونیاک» زبان پهلوی و «هو نواک» اوستایی است که خود آن از دو قسمت تشکیل شده است: «هو]به معنای نیک ، زیبا ، خوش، برای نمونه در واژه های هومن (= نیک اندیش)، خسرو (= خوب نام)، و «نواک» به معنای نوا. در کل هونواک، خونیاک و خنیا به معنی «نوای خوش« است.

موسیقی را هنر بیان احساسات به وسیلهٔ آواها گفته اند که مهم ترین عوامل آن صدا و ریتم هستند و همچنین دانش ترکیب صداها به گونه ای که خوش آیند باشد و سبب انبساط و انقلاب روان گردد نیز نامیده می شود.

تعاریف گذشتگان از موسیقی[ویرایش]

پیشینیان موسیقی را چنین تعریف کرده اند: معرفت الحان و آنچه التیام الحان بدان بود و بدان کامل شود. ارسطو موسیقی را یکی از شاخه های ریاضی می دانسته و فیلسوفان اسلامی نیز این نظر را پذیرفته اند، همانند ابن سینا که در بخش ریاضی کتاب شفا از موسیقی نام برده است ولی از آنجا که همه ویژگی های موسیقی مانند ریاضی مسلم و غیرقابل تغییر نیست، بلکه ذوق و قریحهٔ سازنده و نوازنده هم در آن دخالت تام دارد، آن را هنر نیز می دانند. در هر صورت موسیقی امروز دانش و هنری گسترده است که دارای بخش های گوناگون و تخصّصی می باشد.

صدا در صورتی موسیقی نامیده می شود که بتواند پیوند میان اذهان ایجاد کند و مرزی از جنس انتزاع آن را محدود نکند.

تقسیم بندی موسیقی[ویرایش]

موسیقی به روشهای بسیاری تقسیم بندی می شود.

بر اساس دوره ی هنری پیدایش

  1. موسیقی گریگورین
  2. موسیقی دوره باروک
  3. موسیقی کلاسیک
  4. موسیقی مدرن

بر اساس ساختار آوا شناسی

  1. کوانتو تونیک (موسیقی دارای نت های جداگانه مشخص با فاصله موسیقیایی)
  2. استریم تونیک (موسیقی بدون فواصل - موسیقی دارای نتهای پیوسته)

بر اساس ساختار گامها

بر اساس تعداد نت ها در گام:

از دیدگاه ضرباهنگ

  • موسیقی بی ضرب - آن است که دارای وزنی آشکار نباشد که نمونهٔ آن برخی آوازهای موسیقی ایرانی هستند.
  • موسیقی آهنگین یا رِنگ (Rhythmic) به موسیقی هایی گفته می شود که دارای وزن باشد مانند آهنگ هایی که برای رقص ساخته شده باشد؛ پیش در آمد، مارش و غیره.
  • لارگو (خیلی آرام و آهسته)
  • آداجیو (آهسته)
  • پرستو (خیلی تند)
  • آلگرو (تند)
  • آندانته (معمولی)
  • آلگرتو

از دیدگاه ناحیه پیدایش

(و بسیاری نواحی دیگر)

از دیدگاه خاستگاه معنایی-کلامی و جایگاه اجتماعی

از لحاظ اولویت کلام یا ساز

از دیدگاه کاربردی

از لحاظ سازبندی (ارکستراسیون) و آوایی

فضا از  توضیح های زیادی دارد ولی در اینجا به یک توضیح کوتاه راجب فضا می پردازیم:

فضا چیست؟

سیر تحول تاریخی مفهوم فضا
فضا مفهومی است که از دیرباز توسط بسیاری از اندیشمندان مورد توجه قرار گرفته و در دورههای مختلف تاریخی بر اساس رویکردهای اجتماعی و فرهنگی رایج ، به شیوههای گوناگون تعریف شده است. مصریها و هندیها با اینکه نظرات متفاوتی در مورد فضا داشتند، اما در این اعتقاد اشتراک داشتند که هیچ مرز مشخصی بین فضای درونی تصور (واقعیت ذهنی) با فضای برونی (واقعیت عینی) وجود ندارد. در واقع فضای درونی و ذهنی رویاها ، اساطیر و افسانهها با دنیای واقعی روزمره ترکیب شده بود.

آنچه بیش از هر چیز در فضای اساطیری توجه را به خود معطوف میکند، جنبه ساختی و نظام یافته فضاست، ولی این فضای نظام یافته مربوط به نوعی صورت اساطیری است که برخاسته از تخیل آفریننده میباشد. در زبان یونانیان باستان ، واژهای برای فضا وجود نداشت. آنها بجای فضا از لفظ مابین استفاده میکردند. فیلسوفان یونان فضا را شیء بازتاب میخواندند.

• افلاطون مسئله را بیشتر از دیدگاه تیمائوس (Timaeus) بررسی کرد و از هندسه به عنوان علم الفضاء برداشت نمود، ولی آن را به ارسطو واگذاشت تا تئوری فضا (توپوز) را کامل کند.
• از نظر ارسطو فضا مجموعهای از مکانهاست. او فضا را به عنوان ظرف تمام اشیاء توصیف مینماید. ارسطو فضا را با ظرف قیاس میکند و آن را جایی خالی میداند که بایستی پیرامون آن بسته باشد تا بتواند وجود داشته باشد و در نتیجه برای آن نهایتی وجود دارد. در حقیقت برای ارسطو فضا محتوای یک ظرف بود.
• لوکریتوس (Lucretius) نیز با اتکاء به نظریات ارسطو ، از فضا با عنوان خلاء یاد نمود. او میگوید: همه کائنات بر دو چیز مبتنی است: اجرام و خلاء، که این اجرام در خلاء مکانی مخصوص به خود را دارا بوده و در آن در حرکتاند. در یونان و بطور کلی در عهد باستان دو نوع تعریف برای فضا مبتنی بر دو گرایش فکری قابل بررسی است:

برچسب: نویسنده: امیر صالح تاريخ: چهارشنبه 16 مرداد 1392 ساعت: 22:02

صفحه بندی

خبرنامه